۱۳۹۷/۵/۸

غنیمت جنگی

کولر قطار روشن بود. دختربچّه‌ای که روبرویم نشسته بود، لباس تابستانی تنش بود و دیگر داشت یخ می‌زد که مادرش شال خودش را باز کرد و انداخت روی شانه‌های او. دختر بدنش را جمع کرد، انگار کیف کرده باشد، بعد به‌هم نگاه کردند و دوتایی خندیدند. نمی‌شود درست نوشتش. من فیلمساز نیستم ولی اگر بودم، هرجور فیلمی که می‌ساختم، این صحنه را درش جا می‌دادم.

۱۳۹۷/۵/۶

سرخ

اگر کسی بوده که دیشب به او خبر خسوف را داده باشی، خوشبختی. اگر کسی بوده که تو را خبر کرده که خسوف را ببینی، خوشبختی.

۱۳۹۷/۵/۵

من تنهامسافر جلوی آن‌در بودم، چهارتا دستفروش هم بودند که با هم وارد قطار شدیم. یکی‌شان که لباس‌زیر زنانه می‌فروخت، برای اوّلین‌بار می‌دیدم که یک نیم‌تنهٔ مانکن جلوی سبد چرخدار وسایلش گذاشته و لباس‌زیر هم تن مانکنه بود. برایم غریب بود. قبلاً ندیده بودم. سوار شدم و جای دلخواهم ایستادم؛ تکیه‌داده به شیشهٔ ردیف صندلی‌ها، کنار در ورودی. از هیاهوی فروشنده‌ها ناخودآگاه برگشتم، دیدم دختری در حال انتخاب لباس‌زیر از همان فروشندهٔ مانکن‌دار است؛ ترکیبی از رنگ خاکستری با سبز و صورتی، همه شبرنگ. داشتم با این ترکیب رنگ کلنجار می‌رفتم، تناسبی پیدا نمی‌کردم و اینطوری توجیهش کردم که حتماً سکسی است. هرچیزی که می‌بینم و می‌شنوم و با عقل آدمی جور درنمی‌آید و به عقل جن هم نمی‌رسد، می‌گویم حتماً سکسی است و اینطوری هرچیزی به‌راحتی توجیه می‌شود.

۱۳۹۷/۵/۱

وقتی تعداد کلیدهای توی کیف آدمی زیاد می‌شود، یا یعنی خوشگذرانی بیشتر، یا مسئولیت بیشتر.

۱۳۹۷/۴/۲۷

نمونه‌ش هم پای خودمه!

تکلیف من با دستفروش‌های مترو روشن نیست. با بودنشان توی واگن‌ها مخالفم ولی ازشان خرید هم می‌کنم. شاید بهتر باشد به‌خاطر مخالفتم مطلقاً چیزی ازشان نخرم ولی من از فرآیند خریدرفتن بدم می‌آید و حاضرم مانتویی را که خواهرم خریده و پوشیده و کهنه شده و دیگر نمی‌خواهد، بگیرم و بپوشم ولی خرید نروم، پس می‌توانم از بنجلی اجناس مترو هم تا حدّی بگذرم. تازه، دستفروش‌های مترو دیگر همه‌چیز می‌فروشند و اکثرشان کارتخوان هم دارند. چندروزپیش دربرابر وسوسهٔ خرید تنبان سندبادی، که رنگبندی هم داشت، مقاومت کردم. خط عوض کردم، دوباره همان تنبان‌ها و مقاومت من. روز، شب، مسیر رفت، مسیر برگشت؛ زلیخا رنگ‌به‌رنگ از هر دری وارد می‌شد، آزمون الهی، و بله؛ من پیروز شدم. فعلاً پیروز شده‌ام و انگار این شلوارها حالاها روی بورس است.