۱۳۹۸/۱/۲۱

بامدادان

با اینکه بهار هم به فصل‌های دلشوره‌آورم اضافه شده است ولی باز وقتی ترکیب رنگ آسمان تمیز و برگ‌های تازه و ابرهای تپل را می‌بینم کمی سر حال می‌آیم. می‌دانم عمر این ترکیبِ شسته و رفته چقدر کوتاه است؛ پس ساعتی را در پارک پیاده‌روی می‌کنم یا از حفظ ظرف می‌شورم و از پنجرهٔ آشپزخانه بیرون را نگاه می‌کنم تا از دستش ندهم. تو هم بگو. از آن خیابان پردرخت بگو. بگو که درخت‌ها دالانی ساخته‌اند و از رگه‌های آفتاب بگو. می‌دانم که به بهشت پهلو می‌زند، نه به‌خاطر اینها، چون گذر توست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر