۱۳۹۷/۱۲/۲۳

شاید همه‌اش قصهٔ شب بچه‌ای است که مادری خیالپرداز یا مادربزرگی باحوصله، برایش تعریف می‌کند. قصه‌گو دست و موی بچهٔ بیدار را نوازش می‌کند و همزمان در کار شخصیت‌های داستانش گره‌های کور و سنگ‌های بزرگ می‌اندازد. بالأخره خسته که می‌شود، بالأخره خوابش که می‌گیرد. تا فرداشبش و ادامهٔ ماجرا، چرا از توی این قصه فرار نکنیم؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر