۱۳۹۷/۸/۱۱

آه

در صف صندوق فروشگاه، عطرهای کوچک کنار صندوق را بو کردم، آن‌یکی را برداشتم که موقع بوکشیدنش چشم‌هایم بسته و نفسم عمیق‌تر شد و یاد بهشت زنده شد. گذاشتمش روی نوار نقّاله. اجناس شروع به حرکت کردند. یادم آمد که از بهشت خودم را رانده‌ام، عطر مردانه را برگرداندم سر جایش.