۱۳۹۷/۶/۲۶

"لیلی با من است"

بیرون بنّایی شهرداری است. همسایه‌ها شاکی شده‌اند ولی باز صبح‌ها، نیمه‌شب‌ها سر‌وصداست. امروز هم، مثل روزهای پیش، با زرزر موتور دستگاهشان بیدار شدم. پابرهنه و ملافه‌پیچ رفتم دم در، پشت شمشادها سنگر گرفتم، سنجیدم، بلند شدم و با آرپی‌جی پرّه‌های موتور را نشانه گرفتم و خورد به هدف. شبیه صادق مشکینی شادی کردم و برگشتم به بقیّهٔ خواب آشفته‌ام.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر