۱۳۹۷/۵/۲۲

روی بوتهٔ گل سرخ حیاط‌پشتی، پرنده‌ای نشسته بود، شبیه نقّاشی‌های گل‌ومرغ: زیبا و ظریف و عاشقانه و بهشتی. نماندم تا پریدنش را ببینم و بعد بروم. دوست نداشتم به آن‌گل نگاه کنم وقتی پرنده از شاخه‌اش می‌پرد. دوست ندارم دیگر به آن‌گل نگاه کنم وقتی پرنده‌ای بر شاخه‌اش نیست. مثل عاشق‌های غمگین می‌بینم و می‌نویسم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر